دوستي با اهل بيت پيامبر اكرم (ص) يكي از موضوعات بسيار مهمي می باشد كه فكر و ذهن اغلب شعرا و نويسندگان را به خود مشغول كرده و اين مودت و دوستي در آثار آنها نمود خاصي پيدا كرده می باشد.

به نظر مي رسد كه اغلب شعرا و نويسندگان به حديث معروف ثقلين و آيه تطهير توجه خاص داشته و اين حديث و آيه را سرلوحه آثار خود قرار داده داده اند و نتايج اين توجه در آثار آنها به خوبي نمايان می باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بسياري از شعراي فارسي زبان بر اهميت در نظر داشتن قرآن و عترت پيامبر واقف و آشنا بوده اند و بدين دليل می باشد كه در آثار آنها تصریح هاي فراواني به آيات قرآن و عترت پيامبر (ص) شده می باشد.

سنايي نيز از شاعراني می باشد كه از اين قضيه مستثنا نبوده می باشد و در آثار او به ويژه حديقه الحقيقه و ديوان اشعار مدح و ستايش پيامبر اسلام و اهل بيت آن حضرت به گونه چشمگيري ديده مي گردد. در آثار وي ارادت خاص و صادقانه او به اهل بيت پيامبر كاملاً آشكار و نمايان می باشد و در جاي جاي اين دو اثر برتري و سروري اهل بيت را به تصوير مي كشد، و دوستي با اهل بيت را راه نجات و سعادت خواهي مي داند[1].

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

حديث ثقلين: قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:

اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي فانهما لن يفتد فاحتي يردا علي الحوض

پيامبر خدا كه درود خدا بر او و خانواده اش باد فرمود: من در ميان شما دو چيز سنگين و گرانبها كه كتاب خدا و عترت من كه همان خانواده من هستند باقي مي گذارم، اين دو هيچ گاه از هم جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

با در نظر داشتن مضمون حديث شريف ثقلين روشن مي گردد كه هدايت وابسته به تمسك به قرآن و عترت می باشد. نه قرآن تنها و نه عترت تنها، زيرا شناخت كامل و حقيقي قرآن فقط براي عترت ميسر بوده و تنها عترت مي توانند به كمك عظمت خداداديش به حقايق قرآن كما هو حقه برسد و آن را در اختيار تشنگان عترت قرار دهد كه انما يعرف القرآن من خو طب به[2].

آيه تطهير: … اطعن الله و رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً (سوره احزاب، آيه33).

و اينكه خدا و رسولش را اطاعت كنيد، خداوند فقط مي خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.

خداوند در پايان آيه 33 سوره احزاب در مورد اهل بيت صحبت مي كند اما اينكه مقصود از «اهل بيت» در اينجا چه اشخاصي مي باشند در ميان مفسران گفت وگو می باشد. بعضي آن را مخصوص همسران پيامبر دانسته اند و آيات قبل و بعد را كه در باره ي ازدواج رسول خداست را قرينه اين معني شمرده اند. اما با در نظر داشتن اين مطلب كه ضميرهايي كه در آيات قبل و بعد آمده عموماً به صورت ضمير «جمع مؤنث» می باشد در حالي كه ضماير اين قسمت از آيه (انما… تطهيراً) همه به صورت «جمع مذكر» می باشد و اين نشان مي دهد كه معني و مفهوم ديگري در نظر بوده می باشد.

بعضي از مفسران از همين مرحله گام فراتر نهاده و آيه را شامل همه خاندان پيامبر اعم از مردان و همسران او دانسته اند، اما از سوي ديگر روايات بسيار زيادي در منابع اهل سنت و شيعه وارد شده می باشد كه معني دوم يعني شمول همه ي خاندان پيامبر را نفي مي كند و مي‌گويد مخاطب در آيه فوق منحصراً پنج نفرند: پيامبر(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، و حسن و حسين(ع)[3] به عنوان نمونه به دو مورد از اين روايات تصریح مي گردد:

انس ابن مالك نقل كرد: پيامبر شش ماه تمام هنگام طلوع فجر از خانه بيرون مي آمد و رهسپار مسجد مي گردید و مرتب در آن دم مقابل در خانه ي فاطمه (س) مي ايستاد و مي‌فرمود: اهل بيت به ياد نماز باشيد خداوند مي خواهد از شما اهل بيت هر گونه پليدي را دور كند[4].

«در مناظره اي كه بين امام رضا (ع) در مجلس مأمون با علماي مجلس در خصوص عترت صورت گرفت مطالب زيادي رد و بدل گردید و سئوالات زيادي از امام پرسيده گردید كه امام به آنها پاسخ گفتند. يكي از اين سئوالات اين بود: اي اباالحسن آيا عترت فقط آل رسول الله هستند يا غير آل وي را نيز شامل مي گردد؟ امام فرمودند: فقط آل رسول الله می باشد. سپس مأمون گفت: آيا خدا عترت را بر همه ي مردم فضيلت داده می باشد؟ امام فرمود: آري خدا در كتاب خود عترت را بر همه مردم فضيلت داده می باشد[5]».

مذهب سنايي

در مورد مذهب سنايي نظرات متفاوتي هست. استاد بزرگوار مدرس رضوي در مقدمه ديوان سنايي در مورد مذهب وي اينگونه بيان مي كند كه “عده اي عقیده دارند كه سنايي در زمان جواني پيرو اهل سنت بوده می باشد و اشعار او را دليل بر اين ادعا مي دانند[6]”. به عنوان نمونه به بعضي از اين ابيات تصریح مي گردد.

 

خلق پيغمبر كجا تا از بزرگان عرب   جور و رنج ناسزان از پي يزدان كشد
صادقي بايد كه زیرا بوبكر در صدق و صواب   زخم مار و بيم دشمن از بن دندان كشد
يا نه زیرا عمر كه در اسلام بعد از مصطفي   از عرب لشكر زجيحون سوي تركستان كشد
پارسايي كو كه در مجراب و مصحف بيگناه   تا زغوغا سوزش شمشير زیرا عثمان كشد
حيدر كرار كو كاندر مصاف از بهر دين   در صف صفين ستم از لشكر مروان كشد
برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید
 

 

(ديوان/ص859/بيت6تا10) نام عمر از عدل بلند می باشد و گرني

 

يك كوي ندانم كه در آنجا عمر ي نيست  

 

(ديوان/ص100/ب19) بيش از آن در راه ين بد صد هزار اسفنديار

 

گرد هفت اقليم اكنون يك سپه سالاركو يك جهان بوبكر و عثمان و علي بينم همي

 

آن حيا و حلم و عدل و صدق آن هر چاركو  

 

(ديوان/ص575/بيت4و5) اي چو عثمان و چو حيدر شرم روي و زورمند

 

وي چو بوبكر و چو عمر راستگوي ودادگر  

 

(ديوان/ص279/ب3) آري به زخم ماري ابوبكر صبر كرد

 

تا لاجرم و زير بني گشت و يار غار  

 

(ديوان/ص237/بيت5) صادقين بوبكر بود و قانتين فرخ عمر

 

منفقين عثمان، علي مستغفر بن آمد بهم  

 

(ديوان/ص363/ب11)

“اين دسته عقیده دارند كه سنايي در اواخر عمر خود و هنگام نظم «حديقه الحقيقه» به مذهب تشيع گراييده می باشد و حديقه را شاهد بر اين امر مي دانند”[7].

البته با در نظر داشتن اينكه سنايي در حديقه نيز اشعار زيادي را آورده می باشد كه در آن به توصيف ابوبكر و عثمان و عمر پرداخته می باشد نمي توان ادعاي اين افراد را مبني بر اينكه سنايي در موقع سرودن حديقه به مذهب شيعه گراييده می باشد را چندان قبول كرد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سنايي در “حديقه الحقيقه” به ستايش ابوبكر مي پردازد و ابيات را با اين حديث از پيامبر (ص) آغاز مي كند:

انا مدينه الصدق و ابوبكر بابها.

مشورت را و زير پيغمبر   روز خلوت مشير پيغمبر
جان فدا كرده در ره دين   زانكه بد از نخست آگه دين
شمع دين بود مصطفي جانش   جان بوبكر بود پروانش