يكي ديگر از مراحل قبل از قيام قيامت ، مسئله نفخ صور می باشد .

((ثم نفخ فيه نفخه اخري فاذا هم قيام ينظرون )) يعني : سپس يك بار ديگر در صور دميده شده و در اين هنگام آنان به قيامت مي نگرند. ((صور )) عبارت از وسيله اي می باشد كه سلطان در موقعي كه مي خواهد با قشون خود حركت كند از باب اعلام و اخبار ، به صدا در مي آورد . نفخ در صور يعني دميدن در آن. اسرافيل كه از فرشتگان بسيار مقرب و بزرگوار و نيرومند می باشد وظيفه دارد كه در موقع مقرر ، در صور بدمد . اما اثر اين دميدن در صور كه از مقدمات قيامت مي باشد چيست ؟ (( النفخه نفختان : نفخه تطفأ النار و نفخه تشتغل النار))

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ما دو نوع دميدن داريم : نوعي دميدن می باشد كه آتش را خاموش مي كند و نفخه اي ديگر هست كه آن را شعله ور و روشن مي سازد . در مقدمه قيامت نيز اين دو نفخه هست چرا كه ما سه گونه بدن داريم : بدن طبيعي ، بدن مثالي ، بدن اخروي . بدن طبيعي و جسماني با نورانيت و توجه روح ، منور و مشتعل و زنده می باشد و حرف مي زند و حركت و نوسان دارد. بدن مثالي ما كه مربوط به عالم برزخ و مثال اكبر می باشد بخاطر تعلق روح به او در عالم برزخ ، زنده مي باشد و جان دارد و مشتعل می باشد. بدن دنيايي نسبت به بدن برزخي همانند نسبت بيمار به شخص صحيح المزاج وسالم می باشد.

نفخه اول اسرافيل باعث مي گردد كه هم بدن مادي و عنصري خاموش گردد و روح از او مفارقت كند و هم بدن برزخي و قالب مثالي كه در زندان عالم برزخ و مثال اكبر بوده و به آخرت نيامده می باشد ، خاموش گردد . در نفخه دوم ، بدن هاي آخرتي سر از قبر بيرون مي آورند و زنده مي شوند . آن فتيله اي كه در بدن اخروي هست و مستعد براي روشن شدن مي باشد به واسطه تعلق روح به او روشن و مشتعل مي گردد. بعد از اين كه نفخه دوم دميده گردید و بدنهاي اخروي زنده شدند عرصه قيامت پر خواهد گردید از جمعيت اولين و آخرين (( قيام ينظرون )) مردم همگي سرپا ايستاده و مبهوت و متحيرند چرا كه اين مرحله ، اولين بخش اين نشئه می باشد لذا هنوز با آن آشنايي ندارند پس مات و متعجب به نظاره مشغول مي شوند و پس از اندك مدتي شروع به نطق كردن و حرف زدن مي كنند . پاره اي از آنان مي گويند : شكر خدا را كه ما را از اطوار دنيوي و عوالم برزخ و مثال خلاص كرد و به عالم آخرت و عرصه قيامت آورد ! دليل اين صحبت آن می باشد كه بشر موجود در عالم برزخ ، كاملا” ارتباطش را با دنيا قطع نكرده بلكه باز هم به آن نظر دارد چنانچه به خواب اهل دنيا مي آيد و اگر توسط اهل و اولاد و كسانش براي وي خيرات و مبرات و احسان و دعا كنند اثرش به ميت رسيده و از آنها فيض مي برد و يا از عقابش كاسته مي گردد و اختصار في الجمله با عالم دنيا مرتبط می باشد . اما بر عكس در عالم آخرت ديگر اين ارتباط با جها دنيا و برزخ كاملا” قطع مي گردد و اصولا” ديگر دنيايي وجود ندارد كه ارتباط با آن مستقر باشد بلكه دنيا و مافيها به كلي ويران و زير و زبر و با خاك يكسان شده می باشد . اين می باشد كه مي گويند ؟ الحمد لله كه ما را از عوالم دنيا و برزخ خلاص كرد و به جهان آخرت آورد و در عالم ابدي و دار بقاء و منزلگاه هميشگي مستقر فرمود . يعني شكر خدا كه آمده ايم در عرصه حقيقت محض . لذا ديگر به پشت سر نگاه نمي كند .

(( الحمد لله الذي صدق وعده )) سپاس خداي را كه ما را پیش روی كفار و منافقين و منكرين روز رستاخيز رو سپيد نمود .

اگر روز قيامت نبود در نزد منكرين حشر ، خجالت زده و شرمسار مي شديم . اما خدا را شكر كه اعتقاد و ادعاي ما تحقق پيدا كرد و جامه اقدام پوشيد . لذا اين حمد خدا ، فوق همه حمدهايي می باشد كه تا آن لحظه گفته شده می باشد . اما طايفه ديگري هستند كه بر عكس دسته مزبور ، از هول و هراس قيامت وحشت زده مي گويند . (( يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعده الرحمان و صدق المرسلون )) اي واي بر ما ! اين جهان وحشتناك چيست كه ما را به آن آورده اند ؟ اين جهنم هراسناك چيست ؟ اين ملائكه غلاظ و شداد عذاب كيانند ؟ اين دفترها و نامه هاي اعمال چيست ؟ ما چقدر در دنيا دچار رنج و الم بوديم حالا بايد در اين مرحله هم دچار محنت باشيم ؟! رسول اكرم (ص) نفخه اول را اين گونه بيان كرده : (( تمام مردم مي ميرند )) ((يموت اهل الارض )) يعني اهل زمين ، اين چندين ميليارد نفوس بشر با يك دميدن آن فرشته مقرب (( اسرافيل )) فورا ” مي ميرند و احدي باقي نمي ماند . حضرت امام سجاد _ عليه آلاف التحيه و الثناء _ در كتاب مستطاب صحيفه سجاديه كه واقعا” گنجينه حكمت و علم و معرفت بوده و هديه و تحفه اي بزرگ و بي مانند از طرف آن حضرت براي شيعيانش مي باشد ، دعايي عاليه المضامين دارد كه طي آن بر حاملين عرش و ملائكه مقرب الهي دعا و درود و سلام مي فرستد . در يكي از فقرات آن دعاي مبارك آمده می باشد . (( و اسرافيل صاحب الصور اشاخص الذي ينتظر منك الاذن و حلول الامر فينبه بالنفخع صرعي رهائن القبور ))

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

از اين عبارت دعا بهره گیری مي گردد كه اين فرشته هميشه سرپا ايستاده و صور را در دست گرفته و گوش به زنگ می باشد كه چه وقت امر خداي متعال صادر مي گردد تا همان دم در صور بدمد و امر پروردگارش را فوراً اجرا كند .

در اثر دميدن صور ، همه مي ميرند و احدي باقي نمي ماند مگر (( عزرائيل )) ملك الموت ، ((جبرئيل ))، ((ميكائيل))، ((اسرافيل))و حاملين عرش. عزرائيل اين فرشته مقتدر پروردگار ، كه در آن واحد پس از دميده شدن در صور ، چندين ميليارد نفوس بشر را قبض روح كرده پس از دميده شدن در صور و انجام مأموريت محوله در پيشگاه الهي به حالت انتظار قرار مي گيرد . در اين هنگام ، فرمان الهي خطاب به وي شرف صدور يافته و سئوال مي گردد كه اي عزرائيل ! اكنون چه كسي باقي مانده می باشد ؟ آيا كسي زنده می باشد يا خير ؟ عرض مي كند تنها من باقي مانده ام و اسرافيل ، ميكائيل ، جبرئيل و حاملين عرش . خطاب مي رسد كه بايد جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل هم بميرند ! ملائكه خيلي تعجب مي كنند ! اين دو نفر (جبرائيل و ميكائيل ) رسول فرامين وحي تو مي باشند . جبرائيل ، كارش رساندن وحي پروردگار می باشد . از روزي كه دفتر وحي الهي گشوده گردید كار اين فرشته ، رساندن وحي از دربار ربوبي به انبيا و مرسلين بوده می باشد و به يك معني ، معلم بشري ، جبرئيل مي باشد . از طرف ديگر ، ميكائيل، آن همه زحمت كشيده و عدد گندم ها را معلوم كرده می باشد ، وسيله ارزاق بشر ها و حيوانات و تمام پرندگان و موجودات بري و بحري بوده ، پيمانه همه را سنجيده می باشد . آيا اينها هم بايد بميرند ؟

خطاب مي رسد : آري اين ها هم بايد بميرند زيرا من از روز ازل اين گونه حكم كرده ام كه هر ذي روحي بايد بميرد و مزه مرگ را بچشد تا قهاريت ، وحدانيت و فردانيت من تجلي يابد و همه موجودات بدانند يكتايي ، وحدانيت و فردانيت تنها در شأن من می باشد و لاغير و كسي پیش روی قهاريت من قابل عرض اندام و اظهار وجود در عرصه هستي نيست . ((كل نفس ذائقه الموت ))

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

جايي كه حبيب الهي ، حضرت رسول اكرم (ص) با آن بزرگي و عظمت و اشرف محلوقات بودن بايد بميرد ديگر محالي براي بقاي جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل و ديگران كه خادم اويند نخواهد بود. پس از مرگ همه فرشتگان ، خطاب از دربار رب الرباب به عزرائيل مي رسد كه چه كسي باقي مانده می باشد ؟


دیدگاهتان را بنویسید