مخفي نماند كه مردن ملائكه غير از مرگ آدميان می باشد . مردن ملك مثل بي هوش شدن می باشد . همان گونه كه بشر گاهي از ضعف و ناتواني و مرض به حال غش و بي هوشي مي افتد و روح ، ديگر به دنيا توجه چنداني ندارد مردن فرشته هم همين گونه می باشد و گويي بي هوش مي گردد و مي ميرد . مضمون دعاي حضرت سجاد (ع) به طوري كه در صحيفه ذكر شده اين می باشد كه بعد از اين واقعه ، ملك الموت ، بي نهايت ملول و محزون و گرفته و افسرده خاطر مي گردد و به درگاه ربوبي عرض ناتواني مي نمايد . پروردگار از او سئوال مي كند كه تو اين همه نفوس اولين و آخرين ( از پير و جوان و بزرگ و كوچك ) را قبض روح كردي هيچگاه ملول و محزون نشدي پس چرا در مرگ اين فرشته ها ماتم گرفته اي و اين گونه محزون و غصه دار شده اي ؟ بديهي می باشد كه اين ملائكه ، مصاحبين عزرائيل بوده اند و ضمنا” خيلي مقرب و بزرگوار هم هستند و با آنان هم صنف مي باشد لذا مردن آنها خيلي براي عزرائيل ، سنگين و ملال آور و طاقت فرساست . بعد خطاب مي رسد كه اكنون چه كسي باقي مانده می باشد ؟ عزرائيل عرض مي كند : خدايا ! تنها من مانده ام ! اكنون ، قبض روح عزرائيل با پروردگار می باشد . به قدري اين ملك ، قوي و نيرومند و داراي خلقتي عجيب می باشد كه قبض روح او تنها از خود پروردگار ، ساخته می باشد لذا حضرت عزرائيل هم كه ميلياردها نفوس بشري را قبض روح كرده و ميرانده می باشد حالا خودش به امر خدا قبض روح مي گردد و جان به جان آفرين تسليم مي كند. ((كل شيي هالك الا وجهه)) ((كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال و الاكرام)) در روايت ديگر آمده می باشد كه پروردگار ، اسرافيل را در انتها كار ، دوباره زنده مي كند تا نفخه دوم و سوم هم دميده گردد و اين واقعه نفخ صور از آيات قرآني می باشد . ديباچه ديگر قيامت ، نشر صحف و كتب و نامه اعمال می باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

((واذا الصحف نشرت )) روز رستاخيز وقتي می باشد كه كتابهاي اعمال پراكنده گشوده و منتشر مي گردد.

پس از بلوغ شرعي ، هر عملي كه انجام داده و هر نيتي كه كرده ايم تماما” در دفتر اعمال مان ثبت و ضبط شده اند . اولين دفتر ، روح خود بشر و صفحه و لوح نفس ناطقه می باشد كه كارها در او تأثیر و ثبت شده می باشد .

دفتر دوم ، علم بي منتهاي الهي می باشد كه خطورات قلبي آدميان را هم مي داند .

دفتر سوم ، دفاتريست كه ملائكه مكلف به ضبط اعمال يعني (( رقيب )) و (( عتيد )) در تمامي شبانه روز دنيا كارها و رفتارهاي بشر اعم از خوب و بد را در آن ثبت و درج مي نمايند و اين فرشته مقرب ، ذره اي در اين كار ، فروگذاري نمي كند . ((ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد ))

دفتر گناهان ، جداگانه و دفتر حسنات و كارهاي نيك نيز علي حده می باشد . انساني كه تقريباً هفتاد سال عمر كرده اگر حداقل روزي ده گناه مرتكب شده باشد به هنگام محاسبه ، ميزان آن سر به فلك مي زند ولي در قيامت به يك باره اين نامه اعمال را به دست آدمي مي دهند و او گناهان هفتاد ساله عمرش را يك مرتبه نظاره مي كند لذا از وحشت و اضطراب و عذاب ، گويي كه قالب تهي خواهد كرد اما زیرا در جهان آخرت ، ديگر مردن معنايي ندارد نمي تواند بميرد وگرنه از غصه بي جان مي گردید . اگر در دنيا آدم مومن و متدين ، مرتكب معصيتي ولو اندك گردد غصه دار و افسرده مي گردد و هر وقت آن گناه به يادش مي آيد بر خود مي لرزد و حالش دگرگون مي گردد تا چه رسد به اين كه اقدام هفتاد ساله او را يك باره در جلو چشمانش قرار مي دهند و همه را دقيقا” نظاره مي كند . سپس از وحشت و شرمساري و اندوه آرزو مي كند كه زمين قيامت فورا” دهان باز كرده و او را ببلعد چرا كه در جهان قيامت ، ديگر شبانه روز و ساعات دنيايي مفهومي ندارد و امور آن همگي آني می باشد و بشر با يك توجه ، به تمام اعمال خود كه آشكار و چاپ گردیده می باشد آگاه مي گردد . اين دفتر كه اكنون ما از آن بي خبريم و از ما مستور و پنهان مي باشد آن روز يك مرتبه باز شده و مرتكب را آنا” از گناهان خود آگاه مي سازد .

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

آه كه چه عقبات دشواري در پيش داريم :

(( ووضع الكتاب فتري المجرمين مشفقين مما فيه و يقولون يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لا يغادر صغيره و لا كبيره الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا و لايظلم ربك احدا ))

به خدا سوگند اين آيه مباركه ، پشت ها را مي لرزاند و از ترس ، موي بر اندام آدمي راست مي گردد ! مي فرمايد : اي حبيب ما ! وقتي كه كتاب ها و نامه اعمال بشر جلو ديدگانش گذارده گردید مي بيني گناهكاران و جنايتكاران را كه از آن چیز که در آن نامه مندرج می باشد ترسان و لرزانند و مي گويند اي واي بر ما ! اين چه كتابي می باشد كه هيچ گناه صغيره و كبيره اي را فروگذار نكرده و همه را يكايك نوشته و ضبط كرده می باشد . هر چه را كه اقدام نموده اند حاضر مي يابند و نظاره مي كنند و پرودرگار تو به هيچ كس ظلم و ستم نمي كند . حال ما اين بار سنگين را چگونه به منزل خواهيم رسانيد ؟ اگر پروردگار ، مرگ را در جهان آخرت قرار مي داد بسيار خوب بود چرا كه شخص گناهكار مي مرد و رها مي گردید ولي متاسفانه ديگر مردن و فنايي در كار نيست و مرگ در آن نشئه تحقق ندارد .

توجه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در حديث می باشد كه : (( اذا دخل اهل النار النار و اهل الجنه الجنه و جعل عاليها سافلها و سافلها عاليها …)) وقتي كه بهشتي ها به بهشت وارد شدند و دوزخيان به جهنم رفتند و هر كسي در منزلگاه سزاوار خود جاي گرفت جهنم يك حركتي شديد مي كند كه در اثر آن ، پايين را به بالامي آورد و بالا را به پايين ميبرد درست مثل ديگي جوشان و خروشان زيرو رو مي كند . ديگ وقتي به جوش و خروش در مي ايد زير آن به بالا آمده و بالايي ها به پايين مي رود . جهنمي ها هم همين گونه اند . آن كه در بالاي دوزخ می باشد به زير مي رود و آن كه در زير می باشد بالا مي آيد و اختصار قاطي هم مي شوند و اين از شدت خروش عذاب جهنم می باشد . در اين هنگام از درگاه ربوبي _ جل جلاله _ امر صادر مي گردد كه مرگ را به صورت گوسفندي حاضر كنيد . عوامل الهي گوسفندي را كه دو رنگ يعني سياه و سپيد می باشد به عرضه محشر حاضر مي كنند چرا كه آدمي در عمر مقرر خود با شب و روز آشناست و تمام آن را در اين سياهي ها و سفيدي ها گذرانده می باشد لذا مرگ را نيز به همين صورت مي آورند . خطاب مي رسد كه به يحياي پيامبر بگوييد بيايد و مرگ را از بين ببرد . جالب می باشد كه بدانيد زیرا (( يحيي )) از ماده (( حيات )) مشتق می باشد او بايد به چنين كاري دست يازد . يك كارد تيزي به دست آن پيامبر داده مي گردد و وي اين گوسفند را بين بهشت و جهنم ذبح مي كند لذا مرگ براي هميشه از بين مي رود .سپس از طرف رب الارباب به بشر ها خطاب مي رسد كه اي اهل بهشت ! در بهشت برين، جاودانه و هميشه خواهيد بود و مطمئن باشيد كه ديگر مرگ و فنايي در بين نيست و از اين منزلگاه ابدي هيچگاه بيرون نخواهيد رفت و هميشه از لذتهاي بهشتي متنعم مي‌باشيد .

اما اي جهنمي ها ! مطمئن باشيد كه ديگر مرگ و فنايي در كار نيست و از اين عذاب و آتش سوزان دوزخ رهايي نخواهيد يافت .

واي بر حال جهنمي ها !

پس ديگر مرگ و مردن در كار نيست بلكه از اين بعد ، حيات دائمي و زندگي سرمدي در پيش خواهد بود . يك علت اين امر آن می باشد كه مرگ عبارت از اين می باشد كه بشر از عالم پايين به جهان بالا و از نشئه اي ديگر به حالتي ديگر ( آخرت ) انتقال پيدا مي كند . ولي بعد از آخرت و قيامت ديگر مرحله اي وجود ندارد تا بشر بميرد و به آنجا منتقل گردد . حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند : ((خلقتم للبقاء لا للفناء تنتقلون بل من دار الي دار))

اي مردم ! شما براي زندگي ابدي و جاوداني آفريده شده ايد نه براي فاني شدن بلكه از خانه اي به خانه ديگر منتقل مي شويد ( يعني از دار دنيا به دار بقاء نقل مكان مي كنيد ) آري بشر ، مسافر می باشد و از براي او منازلي آماده شده می باشد :

آغاز در رحم مادر می باشد . بعد به دنيا مي آيد و دوران كودكي را مي گذراند . از كودكي گذشته و به جواني مي رسد و سپس به كهولت و پيري قدم مي گذارد و بعد از اين ناتواني ، مي ميرد و از عالم دنيا به عالم برزخ متحول مي گردد و پس از آن هم به جهان آخرت و قيامت وارد مي گردد . اما بعد از قيامت ، ديگر نشئه اي نيست تا به آن راه يابد . پس در آخرت ديگر مرگ و فنايي معقول نيست زیرا اگر بشر بميرد و از لباس قبلي بيرون رود ديگر كدام لباس را مي خواهد بپوشد ؟ مرحله و وضعيت ديگري وجود ندارد تا آن را دريابد ! اين می باشد سر علمي اين كه چرا در جهان آخرت و عالم ماوراء الطبيعه ، مرگي وجود ندارد .

موقف ميزان سنجش اعمال

يكي از موقف هاي سخت و هولناك روز قيامت ، موضع ميزان و سنجيدن اعمال بندگان می باشد .

خداي تعالي در آيه 8 سوره مباركه اعراف مي فرمايد : (( والوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه فاولئك هم المفلحون ))

يعني : و در آن روز ، وزن حقيقت دارد . آنگاه كساني كه كفه اعمالشان سبك باشد آنان رستگارند . و در سوره شريفه قارعه كه با آيه (( القارعه ، ماالقارعه )) شروع مي گردد مي فرمايد : (( القارعه ما القارعه ، و ما ادريك ما القارعه ، يوم يكون لناس كالفراش المبثوث )).

قارعه يعني قيامت كه باعث فزع و ترس دلها مي گردد لذا معني آيه اين می باشد : قيامت و چيست قيامت ؟ روزي كه مردم مانند پروانه هاي پراكنده باشند .

خواننده عزيز به آن كه براي سنگين كردن ميزان اعمال شايد زیرا عملي مثل صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (ص) و مثل حسن خلق موثر نباشد و ما در اين بحث با ذكر چند خبر در فضيلت صلوات و سه روايت و حكايت در مورد حسن خلق ، اين دفتر را زينت مي دهم :


دیدگاهتان را بنویسید